|
ارباب حکمت
|
||
|
این وبلاگ برای انتشار اندیشه های علامه غروی می باشد |
نگاهی گذرا به تاریخ فقه نشان می دهد که مساله تقلید و نزاع بر سر چرایی و چگونگی آن پیشینه ای بس طولانی دارد . شاید بتوان مساله تقلید را یکی از مهم ترین و اساسی ترین مباحث فقه خواند چرا که اساس و پایه فهم دین و احکام شرع ، بر چگونگی درک و پذیرش اصول و فروع دین و احکام آن استوار است . هم چنین «تقلید» بنیان دین داری و دین شناسی را پی ریزی می کند . از قدیم بین فقهاء شایع بوده است که نیازی نیست مومن به دین درباره چگونگی و چرایی صدور حکم و فتوی تحقیق کند ، بلکه باید بی چون و چرا و بدون پرس و جو ، پیروی محض از مجتهد نماید. اما در طول تاریخ فقه اسلامی و خصوصا فقه شیعه شاخص هایی بوده اند که موضوع تقلید ناآگاهانه و بی دلیل و برهان را مورد نقد قرار داده اند. آیت الله غروی که از برجسته ترین چهره های این جریان در عصر حاضراست ، معتقد است مکلف موظف است هر حکم و فتوایی را کاملامستدل و مستند به کتاب و سنت و عقل قبول کند و این تنها مخصوص اصول دین نیست بلکه در سایر فروعات نیز این حکم ساری و جاری است . وی معتقد است صدور حکم باید با ارائه دلایل اقامه شده از کتاب مجید و سنت قطعیه ونیز بر اساس علم و عقل بشر باشد ، در غیر اینصورت صدور فتوی جائز نیست . بناءبراین اجتهاد هم باید بر این سه اصل اساسی استوار باشد . مبسوط نظرات وی در این باب در کتاب «حجیت ظن فقیه» آمده و به طور خلاصه در مقدمه شرحی که وی بر رساله آیت الله بروجردی نگاشته ، ذکر شده است . مطلب زیر تلخیصی است از مقدمه همین کتاب
شاید به صراحت و با قاطعیت بتوان گفت که این روش دعاء و خواندن خدا که رائج است، مخالف صریح قرآن و طریقۀ انبیاء است. مخصوصاً در میان اقوامی که دعاء را به زبان دیگری اداء می کنند و می خوانند، مثل خواند دعاء توسط کردها و فارسها به زبان عربی، بدیهی است که این انسان ها هیج مفهومی از این دعاء دستگیرشان نمی شود که چه می گویند و چه می کنند، و حتی متوجه نیستند که چه چیزهایی را از خداوند می خواهند! روشن است که این روش دعاء و خواندن خدا بدون اثر و نتیجه است، یا تأثیری اندک بر روان و اخلاق انسان می گذارد.
اهل لغت در معنای ''جن'' میگویند که مادهٔ جن به معنای استتار است و در تمام مشتقات آن پوشیدگی و پنهانی ماخوذ است همچنین فخر رازی در تفسیر میگوید لفظ جن از اجتنان است به معنای استتار پس هر کس یا چیزی که چنین باشد از جن است. همچنین دیوانه را مجنون میگویند زیرا عقل او مستور است و طفل را، تا در رحم است ''جنین'' مینامند، چون در شکم مادر پنهان است .سید محمد جواد غروی در کتاب خود چنین مینویسد که انسان به اعتبارات مختلف دارای نامهای مختلف میگردد و به اعتبار پنهان بودن صفات و به ظهور نپیوستن استعدادش ''جن'' گفته میشود همچنین صفات بد و ذمیمه یا خوب و پاک تا زمانی که در باطن انسان بوده و آثارش ظاهر نشده به جهت پوشیدگی ''جن'' نامیده میشود و هنگامی که آثار آن صفات در اعمال انسان ظاهر شود شیطان یا فرشته به او اطلاق میگردد .همچنین ایشان برای رد این که ''جن'' موجودی غیر از بشر است چنین میگویند که قرآن مشتمل بر احکامی است که این احکام با هیچ موجود دیگری جز انسان تناسب و سنخیت ندارد .اگر جن صنفی از اصناف بشر، وصفی از اوصاف و قوهای از قوای وی باشد سخنی نیست اما اگر منظور نوعی دیگر از انواع بشر باشد باید از جمیع جهات شبیه انسان باشد تا احکام قرآن بر او منطبق گردد و اگر ذرهای تفاوت بین انسان و ''جن'' باشد احکام منطبق با انسان با او منطبق نمیگردد و چنین چیزی در قرآن و حدیث نیامده که پیامبر مبعوث بر جنی است که جادوگران و غیب گویان تخیل میکنند، بی آن که دلیلی مستند بر حس و عقل و نص داشته باشند .همچنین سید محمد جواد غروی با اشاره به این که مراد از جن، شیاطین ناپیدایند بر این باور هستند که شیاطین ناپیدا از حیث عمل، مرام و طرح برنامه مخفی و از دید انسانها مستورند آنها دست به دست هم دادهاند تا سایر انسانها را به گمراهی کشیده و جان، مال، نسل و دست رنجشان را در اختیار خود بگیرند ولی از راهی که مردم عادی نفهمند. منبع:آدم از نظر قران، جلد دوم، نشر نگارش، ۱۳۸۴
************************
دوستان عزیز اگر سوالی برای شما پیش آمد حتما در بخش نظرات مطرح کنید در پناه حق باشید.
ب.ن:دوستان عزیز قران اگر علاوه بر انسان ها بر جنیان نازل شده بود و جنیان موجوداتی جدا و مستقل از انسانها بودند باید احکامی از جنس خودشان برایشان نازل میشد؟ چرا احکامشان از جنس خودشان از اتش نیست؟چرا انسان را به دور یا نزدیک بودن از این موجوات توصیه نمیکند؟ چرا نمی گوید چه نفع یا ضرری برای شما انسانها دارند؟ اگر قرار بود ما انها را نبینیم چه لزومی داشت که اسمی از انها ببرد ؟چرا هدفش از افرینش جن را همانند انسانها بیان نمی کند؟ اصلا چرا فقط به سلیمان خدمت می کردند؟ چرا به پیامبران بعدی کمک نکردند؟چرا به امام حسین در کربلا کمک نکردند تا شهید نشود؟اگر مستقل از ما هستند چرا کتابشان جدا از ما نیست ؟ یقین دارم قران تماما به نفع تک تک انسانها بر اساس نیاز های او نازل شده است و هر چیزی که افریده به نفع بشر بوده و برای این بوده است که انسان را به هدفش از افرینش و زندگی نزدیکتر کند این را هم بگویم که هر چیزی که به ضرر بشر است از عدمیات است اگر قرار بود جن موجودی مستقل از انسان باشد و افریده شود حتما باید فایده ای برای انسان داشته باشد و حتما به انسان معرفی میشد چون قرار است ما جانشین خدا در زمین باشیم وبه ما یاد می داد چگونه با انها ارتباط بر قرار کنیم تا به نفع ما باشد
یکی از ايرادهایی كه امروز به همة اديان، مخصوصاً دين اسلام وارد ميشود، اين است كه دين اساساً انسان را مكلف به انجام تکلیف ميكند، و تعيين تكليف هم مغاير است با حق آزادي و ساير حقوق شهروندي كه منشعب از همان حق آزادي هستند.[1] بناءبراين در جهان امروز، اديان نميتوانند در عرصة عمومي كاربري و كاربرد داشته باشند،[2] و فقط در عرصة خصوصي محصور و محدود ميشوند.
عرصة خصوصي به این معنا است که هر فرد ميتواند، خدا را بپرستد یا نپرستد، مؤمن باشد يا نباشد، و اين گونه مسائل مربوط به خود اوست و كسي هم مانعش نيست، یعنی داشتن عقيده و ابراز آن، حتي در امور ديني، از حقوق شهروندي و حقوق فردي است.
ولي اگر دين خواست وارد عرصة اجتماع شود و در آن فعاليت کند و راجع به سياست، عدالت، آزادي، حقوق مردم، شهرسازي و کشورداری و... حرف بزند، جلوِ آن را میگیرند و میگویند: «اينها حق دين نيست و دين حق مداخله در این امور را ندارد».
مخصوصاً بعد از انقلاب اسلامي ايران كه حكومتي تحت عنوان اسلام تشكيل شده، افكار و نظرات نخبگان و اندیشمندان دنيا بیشتر متوجه اسلام گشته و مع الأسف حكومت اسلامي هم در ايران، به شكلي عمل كرده است كه اين انديشه را تأييد نموده كه اگر دين بخواهد وارد عرصه عمومي شود، باعث تخريب و تضییع حقوق شهروندي است،و مردم را از آزادي محروم و اختيارشان را سلب میکند،[3] و ایشان مكلف به پذیرفتن و انجام اموري میشوند كه سالب حقوق و آزاديهاي آنهاست. اين نواقض حقوق كه تحت عنوان دين اسلام به وجود آمده، دين را به سرعت از صحنه و عرصة عمومي خارج ميكند.[4] در حالي كه قرآن مدعي است كه براي اجتماع و براي همة مردم و جهانیان آمده، نه براي يك نفر. اسلام ادعاء میکند دین اجتماعی است نه فردي. احكام اسلام هم تماماً جمعي انجام ميگيرد. بالاترين ركن که نماز است، به جماعت انجام میشود، نماز جمعه به جماعت است، حج به جماعت است. پس اسلام در عرصة عمومي ایفاء نقش ميكند.
[1]: عدهیی هم که میگویند: «در دينداري دموكراسي معنا ندارد»، در واقع بحث انسان مكلف و انسان صاحب حق را مطرح ميكنند و ميگويند: «ديندارها هيچ حقي از خودشان ندارند، و هر چه خداوند به آنها تكليف كرده، بايد انجام دهند».
[2]: ديني میتواند به عرصة عمومي وارد شود که مدافع حقوق همة مردم باشد، هم حقوق مادي و هم حقوق معنوی، چه افراد مؤمن باشند چه كافر.
[3]: مثلاً نظارت استصوابي كه شوراي نگهبان اعمال ميكند، یکی از نمونههای نقض حقوق شهروندی است. آن شورا ميگويد: ما اول تشخيص ميدهیم كه اين کاندیدا صلاحيت نمايندة مجلس شدن را دارد یا نه، بعد شما میتوانید از میان آنهایي كه ما تشخيص دادهایم که صلاحیت دارند، نماینده انتخاب کنید. پس شورای نگهبان بدین طریق حق مردم در اينكه به ديگری رأي دهند را سلب كرده است. بناءبراین در اينجا سلب آزادي و اختيار میشود، آن هم تحت عنوان دين! یا مثلاً مراحل تعیین رهبر دچار يك دور باطل است. اعضاء شوراي نگهبان توسط رهبر تعيين ميشوند، شوراي نگهبان صلاحيت کاندیداهای مجلس خبرگان را تأیید ميكند، مجلس خبرگان رهبر را تعیین میکند! و این یک دور باطل و مصداق نان به هم قرض دادن است! بدیهی است که باید اعضاء شوراي نگهبان از طریق ديگري انتخاب شوند كه رهبر روي آنها نفوذي نداشته باشد.
[4]: به همین جهت هم در سالهاي دهة هفتاد بعضی از روشنفكران و انديشمندان دینی بر این باور شدند که: «اصولاً دين تكليفآور است و وقتی انسان مكلف و مجبور شد كاري را انجام دهد، ديگر صاحب اختيار و انتخاب و حق نيست. بناءبراين دين ناقض حقوق انسان است»!
http://www.arbabehekmat.com/net/images/pdfs/taklif.pdf
|
هر ساله با فرارسیدن ماه محرم، عده کثیری از مردم به طور مستقیم یا غیر مستقیم و در قالب برگزار کننده یا مخاطب، زمان زیادی را صرف حضور در مراسمی با عنوان کلی عزاداری امام حسین می کنند. مراسمی که از دیر باز در ایران پس از اسلام و برخی دیگر از کشورهای اسلامی برگزار می شده و ریشه ها، علل، کاربردها و پیامدهای خاص خود را دارد. در این نوشته سعی خواهم کرد به توضیح موارد ذکر شده بپردازم و میزان انطباق آنها را با اسلام حقیقی بسنجم. |
|
اقتصاد ایران از بیمارترین و ویرانترین اقتصادهای دنیا است به جهت در آمد سرشار نفت، تولید و صنعت که اساس یک اقتصاد پویا و رو به رشد میباشد، در همۀ زمینهها راکد است. و پول نفت به سیستم بانکی و اقتصادی تزریق میشود. این دو علت، بیماری مزمن تورم را نصیب پول ملی کرده است به طوری که روزانه چند درصد از ارزش خود را از دست میدهد. سودجویی و مفت خواری دست اندرکاران اقتصاد و سیاست هم مزید بر علت شده و بر سرعت کاهش ارزش پول ملی افزوده است. در این میان عدهیی فرصت طلب هم زمینه را فراهم و مساعد دیده به غارت اموال مردم و ثروتهای ملی دست یازیدهاند. حال در چنین اوضاع وانفسایی اصلاً همۀ احکام الهی تحت الشعاع قرار گرفته، تا چه رسد به ربا. |
|
|
کلام نبی در زعامت علی (ع)
همان طور که پیش از این اشاره کردیم، تردیدی نیست که مراد پیامبر اسلام، صلوات الله علیه، از ذکر حدیث ثقلین و « مولی» خواندن علی علیه السلام اعلام این حقیقت بوده که امّت بدانند، از دیدگاه پیامبر (ص)، کسی برای زعامت، برتر و سزاوارتر از علی (ع) نیست، و اینکه کتاب خدا و عترت نبیّ جفتی هستند که هرگز از هم جدا نمی شوند. پس معرفت و علم حقیقی کتاب هم نزد عترت رسول خداست و هر کس که در علم و عمل در مرتبۀ بعد از نبیّ قرار دارد، سزاوار آنست که مفسّر کتاب و معلّم احکام و الگوی مردم در اعمال و اخلاق باشد.
|
آیا می شود کسی ایمان به خدا داشته باشد و معاد را قبول نداشته باشد و آیا میشود کسی معاد را قبول داشته باشد یعنی لحظهیی را که در آغاز سورۀ مطففین یاد آور میشود؟! |
|
«أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ لِيَوْمٍ عَظِيمٍ يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ» آیا اینها گمانش را هم نبردهاند که مبعوث میشوند در یک روز بسیار بزرگ که يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ تمام مردم در برابر پروردگار جهانیان میایستند؟ آیا میشود کسی به این لحظه اعتقاد داشته باشد و جنایت کند، دروغ بگوید و یا حتی بخواهد مورچهیی را بکشد تا چه رسد به اعدام یعنی آدم بکشد؟! آنچه در ذیل میشنوید تفسیر دکتر سید علی اصغر غروی است از آیات 8-10 سورۀ حج. |
سؤال: درخواست توضیح در مورد باردار شدن مریم (ع) در مسیر نظام اسباب دارم. آیا دلیل خاصی برای تکرار این ماجرا در دو آیه با دو ضمیر مختلف می باشد. وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا (انبیاء91) وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا (التحریم12)
|
آیا خداوندی که به رسولش دستور می دهد به بندگانش که در حق خود اسراف کرده اند بگوید که هرگز از رحمت خدا مأیوس نشوند زیرا خداوند همه عقب افتادگی ها و تأخیرات را مورد آمرزش خود قرار می دهد (زمر53) آیا به حقیقت بارگاه الهی و سؤال و جواب از بندگان این چنین است که خداوند بنده یی را عذاب کند که سرش را ناقص مسح کرده و پایش را کاملاً شسته است یا اصلاً نشسته است؟ |
|
سؤال : می خواستم نظر جنابعالی را در مورد مطلبی که می آورم و اشکالات وارد بر آن بدانم. |
|
|